تولد دو سالگی
امروز قراره تولد دخترکم باشه, کلی از قبل مامان برنامه ریزی کرده بودم که وقت کم نیارم ,وسایل تولدت رو که
تقریبا از یک ماه قبل خریدیم مونده بود کیک و غذاها. ..
امسال تقریبا زمان بندیمون بهتر شد. سرت رو درد نیارم عزیزکم:
تم امسال تولد کیتی بود
دلم خوش بود بزرگتر شدی و عکسهای قشنگ ازت میگیریم آتلیه رفتنت که خودش جریان داشت یه آتلیه پیدا کرده بودم عکسهاش خیلی قشنگ بود اما حیف مگه ایستادی که خانومها ازت عکس بگیره
خیلی خفیف شد بالاخره یه آتلیه دیگه آوردیمت خانومها گفت من ازش عکس
میگیرم مطمئن و بالاخره هم گرفت ,بدک نبود اینها هم عکسهاش:
این عکست رو جیگرم ،به عنوان یادبود دادیم به مهمونامون




تو خونه هم بند نمیشدی که نشد یه عکس تکی خوب ازت بگیرم
فسقلی بلا
اینها هم چندتا از عکسهای تولدت:









اینم کادوها:

واما اینم میز شاممون:


این هم خانواده 3 نفری ما :

الحمدالله. ....همه چیز به خوبی گذشت
اینم. از کادو ها:
کادو مادر جون:

کادو مامان و بابا ی خودم(مامان جون و بابا جون):

کادو مامان و بابای, بابا رضا(مامانی و بابایی):

کادو دایی حسن و زن دایی نسترن:


کادو عمو مرتضی و زن عمو:

کادو خاله فرزانه و دایی علی و دایی حسام:

کادو دایی حمید و زن دایی و دایی مرتضی:

کادو عمه زهرا:

کادو مریم خاله و ستاره:
یک سکه پارسیان
کادو پسر خاله آصف وخدیجه خانوم وکیوان وکیانوش:
یک چراغ خواب
این از یادگاریهایی که برا امسال نوشتن:


اینم آترینم مشغول بازی با قطارش:



تولد دو سالگی
